خرید بک لینک
پایان متعدد ! انگار زندگی پایان های متفاوتی داره . درسته ما تصمیمات متفاوتی می گیریم ولی همیشه یک پایان انتظار مارو میکشه . به نظرم بازی باید یک خطی باشه . وقتی بازیو انجام میدی و میفهمی یکی دیگه یه جور دیگه به پایان رسونده حس خوبی پیدا نمیکنی . اون حس زندگی با کارکتر و اینکه بازه ای از زندگی یک کاراکترو بازی کردی از بین میره . حس گیجی و ول شدگی کاراکتر بهت دست میده . اینکه کاراکترت تو دست همه به موش آزمایشگاهی تبدیل شده و هر کس هر جور دلش خواسته به یه سمتیش برده .دوست دارم همه جهان تجربه یکسانی از یک بازی داشته باشند و بازی سازها برای کاراکتر و سرونشتش و ایکه یک پایان همیشه در زندگی متصور هستش احترام بزارن .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:56

مهران مدیری اومده تو دورهمی با لبخندی به لب میگه بعضی ها میگن من کوچیکتر اونیم که بگم ولی من میگم : چقدر کتاب میخونین ؟مهران مدیری جان اول اینکه کتاب خوندن همراه با سایر هنرها در بالای هرم نیازهای انسان قرار داره و تا موقعی که درگیر خوراک و پوشاک و مسکن هستی جای برای کتاب خوندن نیست . نه اینکه بیکار نباشی ها بلکه درگیری ذهنی و جسمی برای تامین چنین نیازهایی تمام انرژی و انگیزه برای کتاب خوندنو ازت میگیره . در کنار این مورد باید به این مورد هم توجه کرد که در کشوری زندگی میکنیم که هر روز صبح از خواب بیدار می شیم تمام تنو بدنومون می لرزه که امروز حکومت چه خوابی برای ما دیده ؟ دیگه کدوم عرصه برامون تنگ کرده ؟ امروز قراره چه بلایی سرمون بیاد و کجا جیبمون بزنه . در چنین فضای پر تنشی که حتا ممکنه از طرف اینا به شکل رندوم در خیابون گلوله خورد جای برای کتاب خوندن نیست .دوم اینکه کتاب خوندن با کتاب خون شدن ارتباط داره که بر میگرده به آموزش . کتاب خوندن هم مانند هر کالای فرهنگی دیگه ای باید براش تربیت و آموزش دید یعنی اینکه ما باید براش هم در خونه و هم در مدرسه و جامعه آموزش ببینیم . بچه ای که در خونه ای بزرگ میشه که پدرو مادرش از کودکی براش کتاب میخونن و خودشونم کتاب میخونن و در مدرسه ای بزرگ میشه که کلاس ادبیاتش با رو خونی کتاب های بزرگ ادبیات و گفتگو درباره اون کتاب ها هستش مطمئنن چنین فردی کتاب خوندن مثل سایر نیاز ها درش نهادینه میشه و کتاب هم مثل غذا خوردن براش میشه .متاسفانه علت اول در مورد ما صدق و علت دوم صدق نمیکنه . و حرف مهران مدیری عزیز در کنار تمام شعارهای تو خالی دیگه این مملکت قرار میگیره .

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:56

طرف اینجوری استدلال میکنه که توانایی های شخص نسبت به کسی که اون توانایی نداره حقی براش ایجاد میکنه . مثلا کسی که درس خونده میتونه هیئت علمی بشه ولی در صف نانوایی براش حقی ایجاد نمیکنه از این شرط نتیجه میگیره که پس در یک حکومت دینی کسی میتونه بر یک جامعه دینی حکومت کنه که دیندارتر باشه ! ما به این میگیم قیاس مع الفارق . نتیجه ای اشتباه از یک شرط . آیا حکومت حالا دینی یا غیر دینی قابل مقایسه با با یک شغل تخصصی مثل فرضا مکانیکی هستش ؟ قطعا نه . تقلیل پیچیدگی و گستردگی حکومت به چنین مثالی نتیجه ای میشه در جامع ما حاکمه که شرط دینداری بر تخصص رجحان داره . مثال درستش اینکه بله همینطور که ما برای تعمیر ماشین می دیم دست یه مکانیک در امر دینی میریم سراغ یک روحانی نه اینکه حکومتو بدیم دستش . همونقدر ترکیب حکومت دینی اشتباه هستش ترکیب مکانیک دینی . اگه یه آدم مذهی ماشینش خراب شه باید ببره پیش مکانیک مذهبی !!!

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:56

دوست دارم قسمت دوم بت من مت ریوز با بازی رابرت پتیسنون ببینم . امیدوارم ریوز بسازتش .وضع کشور بگا رفته است . انگار واقعا فهمیدن که باید خاک سوخته تحویل بدن . کهیر و حساسیت های پوستی چقدر زیاد شده . متخخصی میگفت همش برای استرس هستش . استرسی افسار گیخته و پایدار ! آرامش چیزی نیست که بشه بهش رسید . تقریبا از هر سه نفر که می بینی یکی دراه فاموتیدین پنتو پرازول و آلمنیوم ام جی مصرف میکنه . و به شدت با معدش درگیره . الپرازولام سرترالین مثل نقل و نبات مصرف میشه . غذاها همه آلوده به سم های صنعتی و آلودگی های فاضل آبی . تمام مواد غذایی صادراتی ما در حال برگشت خوردنه داستان برگشت میگوها ، سیب زمینی پسته و کلی محصولات دیگه به راحتی می تونید جستجو کنید . بنزین با درصد سرب بالا و بی کیفیت ایران که حتا طالبان افغانستان هم حاضر به پذیرفتنش نیست در داخل مصرف میشه و داستان مازوت سوزی که دیگه همه میدونن . ماشین یکی از دوستان در طرح نور اومدن از تو خونش بردن !!! امنیت جانی در بیرون نداریم . و احتمال گرفتن و کشته شدن از حمله اسرائیل و بیگانگان و یا مرگ طبیعی دراه بیشتر میشه . در قم دیدم تجمع آخوندا با لباس رزم برای پشتیبانی از طرح نور برای برخورد با زنان و دختران مردم ! شاخو شانه کشیدن برای ایرانی و موشگ بدون سر جنگی برای اسرائیل . دشمن کدومه ؟ نمیدونم !امیدی به آینده نیست . اینکه نمیشه فهمید آینده چه چیزی در انتظارم و هستش و حتا مسیر و شوه رفتن هم معلوم نیست منو به شدت افسرده کرده . چی میتونه منو آروم کنه ؟ موسیقی میتونم موسیقی ونجلیز گوش بدم و آروم شم . میتونم به سفر برم که باید برم . دلم میخواد یه سفر تنهایی برم سفری که هیچ وقت نرفتم . برم و برای خودم یه جای دور چادر بزنم باید باحال و یکم ترس

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 22:20

صفحه بندی